عبد الحي حبيبى
116
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
ميسازد ، بهتر است او را پدرود گويم « 1 » نيزك در آمل از قتيبه اجازت گرفت ، و با سرعت روى به تخارستان نهاد ، و چون به معبد نوبهار بلخ رسيد ، در آنجا به تقديم نيايش و پرستش پرداخت ، ولى بهمراهان خويش از ندامت قتيبه فراگفت ، و پيشگوئى نمود كه او را تعقيب ميكنند . اين سخن راست برامد و مغيره بن عبد اللّه كه از طرف قتيبه به گرفتارى نيزك گماشته شده بود ، به بروقان بلخ رسيد - اما نيزك با سرعت خود را به درهء خلم رسانيده و بر قتيبه و لشكريان عرب خروج كرد « 2 » خروج نيزك و تشكيل اتحاديه نيزك زير دست الشذ « 3 » جبغويهء كهن سال تخارستان بود ، چون درين جنبش او را
--> ( 1 ) - طبرى 5 / 229 ( 2 ) - طبرى 5 / 229 ( 3 ) - كذا در طبرى ، و اين صورت معرب همان شاذ است كه قبلا شرح داديم ، و الف لام عربى بر ان داخل گرديده ، و كلمه بسيار اصيل اين سرزمين است كه از خارج نيامده . و اصل آن درى تخاريست كه ما براى اين مطلب دليلى قوى داريم بدين نحو : الشذ طبرى بلاشك الشاذ - الشاد است ، و اگر الف لام عربى آن را حذف كنيم ، كلمه شاد باقى ماند ، و اين شاد در درى تخارى بمعنى شاه بود ، نه شاد فارسى كنونى كه از شات پهلوى آمده ، و در اوستا شاته - شياته بود . بموجب كتيبهء زبان درى تخارى كه از سرخ كوتل بغلان كشف شده ، و به حدود 160 م تعلق دارد ، ثابت است كه در ان زبان برخى از كلمات مختوم به دال بعد الف موجود بود ، كه در فارسى كنونى و پنبتو دال اخير آن به ( ه ) تبديل شده است . مثل ساد كه دال اخير آن به ( ه ) ابدال يافته ، و در فارسى ( چاه ) و در پنبتو ( خاء ) از ان بوجود آمده ، و معلوم است كه گاهى اين ( ه ) آخر حذف و تخفيف نيز مىشود ، و در پنبتو ( خاء ) گوئيم كه جمع آن در صورت اول ( خاهان ) و در صورت دوم خاگانى مىآيد ، و نظير اين در كتيبهء بغلان كلمهء ( تاد ) است كه اكنون در فارسى و پنبتو ( تا ) ادات نهايت از ان باقى است . اكنون اگر كلمهء ( شاد ) را در تحت همين قانون حذف و تخفيف بياوريم ، از ان ( شا - شاه ) بوجود مى آيد ، كه در همين كتيبهء بغلان كلمهء ( شا ) بمعنى پادشاه بارها استعمال شده است . ( رجوع كنيد برسالهء مادر زبان درى تاليف من ، طبع كابل 1342 ش ) ازين مطالعهء لسانى و تاريخى به اين نتيجه ميرسيم ، كه كلمهء شاد بمعنى شاه در ازمنهء قبل از ميلاد در زبان تخارى موجود بود ، ولى در حدود قرن اول ميلادى به شكل ( شا ) تخفيف شده و در كتيبهء بغلان به همين شكل آمده است . *